تبليغاتX
سایت آموزش زبان وگوناگون



سایت آموزش زبان وگوناگون  

 


             صفحه نخست
             ايميل به مدير
             طراح قالب
             آرشيو وبلاگ
             وضعيت مدير در ياهو



 

نويسنده :


 

موضوعات :


 

آرشيو وبلاگ :


 


طراح قالب :





 زمان گذشته كامل

ساختار

 جملات مثبت و منفي:

past participle

(قسمت سوم فعل)

had ('d)

had not (hadn't)

I, you, we, they

he, she, it

جملات پرسشي:

past participle

(قسمت سوم فعل)?

I, you, we, they

he, she, it

had

hadn't

 

 

کاربرد

ما از زمان گذشته کامل استفاده مي‌کنيم تا نشان دهيم عملي پيش از عمل ديگري در گذشته اتفاق افتاده است (گذشته در گذشته). در واقع گذشته کامل معادل گذشته‌ی زمان حال کامل است. (با گذشته ساده مقايسه کنيد)

 

گذشته كامل

به مقايسه بين زمانهاي حال کامل و گذشته کامل توجه کنيد:

گذشته کامل

حال کامل

گذشته كامل

* We weren't hungry. We'd just had dinner.

 * I didn't know who he was. I'd never seen him before.

 

حال كامل

* We aren't hungry. We've just had dinner.

* Who is that man? I've never seen him before.

 

 

چند مثال ديگر از زمان گذشته کامل:

  • It was the first time he had ever seen a tiger.

  • When I arrived at the cinema, the film had already begun.

  • She didn't want to go to the theatre with the others because she'd seen the play before.

 

مقايسه بين گذشته كامل و گذشته ساده

به تفاوت ميان جملات زير دقت کنيد:

  • When I arrived home, my wife went out.

  • but: When I arrived home, my wife had gone out



+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم شهریور 1386ساعت 6:13  توسط محمد یاسین نیازی

 زمان حال كامل

ساختار

 جملات مثبت و منفي:

past participle

(قسمت سوم فعل)

have ('ve)
have not (haven't)

I, you, we, they

has ('s)
has not (hasn't)

he, she, it

جملات پرسشي:

past participle

(قسمت سوم فعل)?

I, you, we, they

have

he, she, it

has

 

چند مثال:

  • We've been to Paris.

  • He hasn't lived in Paris.

  • Have you met him yet?

 

 

کاربرد

1- براي بيان عملي که در گذشته آغاز شده و همچنان ادامه دارد:

 

 

  • I have studied English since 1990. (از سال 1990 به مطالعه انگليسي پرداخته‌ام)

  • She's lived in Tehran for 10 years. (او به مدت 10 سال در تهران زندگي کرده است)

  • How long have you lived in Tehran? (چه مدتي در تهران زندگي کرده‌ايد؟)

  • I've lived in Tehran all my life. (همه عمرم را در تهران زندگي کرده‌ام)

 

توجه‌ داشته ‌باشيد که در زمان حال کامل، غالباً از اصطلاحات زماني خاصي مانند since و for استفاده مي‌شود.

for نشان دهنده دوره‌اي از زمان است که تا کنون ادامه داشته است، ولي since با مقطعي از زمان به کار مي‌رود و به معني «از آن زمان تا کنون» مي‌باشد:

seven o'clock

since

a year

I have been here for

1980

two months

September

three hours

last week

ten minutes

 

 

2- براي بیان تجربه‌اي که در زماني در زندگي شخصي اتفاق افتاده است. در واقع اين عمل در گذشته روي داده و به پايان رسيده است، اما آثار آن هنوز محسوس است. اين که اين عمل يا تجربه چه موقعي روي داده، مهم نيست:

  • I have never been to England. (من هرگز به انگلستان نرفته‌ام)

  • She has had several operations up to now. (تا کنون چندين عمل جراحي داشته است)

  • He's written a lot of short stories.(او داستانهاي کوتاه زيادي نوشته است)

 

3- براي بيان عملي که در گذشته نزديک اتفاق افتاده ولي اثر آن در زمان حال مشاهده مي‌شود. در اين حالت از yet، already، still و just بسيار استفاده مي‌کنيم:

 

از already بيشتر در جملات مثبت و از yet  بيشتر در جملات منفي و پرسشي استفاده مي‌شود.

 

  • I've just had a sandwich. (من تازه يک ساندويچ خورده‌ام)

  • I've already seen the movie. (اين فيلم را قبلاً ديده‌ام)

  • The bus hasn't arrived yet. (اتوبوس هنوز نرسيده است)

  • I still haven't finished my homework. (هنوز تکاليفم را تمام نکرده‌ام)

 

 

 

1- اگر ارتباطي با زمان حال موجود نيست (مثلاًچيزهايي که مدتها قبل اتفاق افتاده‌اند) از حال کامل استفاده نکنيد.
  • Hafiz was a Persian poet. He wrote many poems.

  • but: My father is a writer. He has written many books.

در مثال اول از گذشته ساده استفاده کرديم تا نشان دهيم که او (حافظ) ديگر شعر نمي‌نويسد، ولي در مثال دوم براي اينکه نشان دهيم که او هنوز کتاب مي‌نويسد از حال کامل استفاده کرديم.

2- ما از حال کامل براي ارائه اطلاعات جديد استفاده مي‌کنيم. ولي اگر بخواهيم به صحبتمان درباره آن ادامه دهيم، معمولاً از گذشته ساده استفاده مي‌کنيم:

A: "Ben has broken his leg."

B: "Really? How did that happen?"

A: "He fell off a ladder.



+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم شهریور 1386ساعت 6:11  توسط محمد یاسین نیازی

 نقل قول Reported speech

هنگاميکه ميخواهيم گفته‌هاي شخص ديگري را نقل کنيم، مي‌توانيم از دو حالت مختلف استفاده کنيم:

1- مي‌توانيم گفته‌هاي شخص مورد نظر را عيناً (واو به واو) تکرار کنيم (نقل قول مستقيم):

  • She said, 'It is raining.'

و يا مي‌توانيم از نقل قول غير مستقيم استفاده کنيم:

  • She said that it was raining.

در مثال زير به تغييرات ايجاد شده خوب دقت کنيد:

 

 

1- در نقل قول غير مستقيم هميشه مي‌توانيم that را حذف کنيم:
  • I told her (that) I wasn't hungry.

  • He said (that) he was feeling ill.

2- پس از tell حتماً بايد نام شخص مخاطب (اسم يا ضمير) ذکر شود ولي پس از say چيزي نمي‌آيد:
  • He told her that ...

  • He said that ...

 

 

جدول تغييرات از نقل قول مستقيم به غيرمستقيم

در نقل قول غيرمستقيم، فعل اصلي جمله معمولاً زمان گذشته است و نيز افعال موجود در بقيه جمله هم بايد به زمان گذشته تبديل شوند. اين تغييرات به شرح زيرند:

 

مثال

غير مستقيم

 مستقيم

'I love you,' he said. He told her that he loved her.

گذشته ساده

حال ساده

'I'm talking on the phone,' she said. She said that she was talking on the phone.

گذشته استمراري حال استمراري

He said, 'The rain has stopped'. He said that the rain had stopped.

گذشته کامل حال کامل

He said, 'I've been reading for 3 hours.'   He said that he had been reading for 3 hours.

گذشته کامل استمراري حال کامل استمراري

He said, 'I met him in the theatre.' He said he had met him in the theatre.

گذشته کامل گذشته ساده

'I was driving carefully,' he told the police. He told the police he had been driving carefully.

گذشته کامل استمراري گذشته استمراري

 

 

1- اگر در جمله نقل قول مستقيم از گذشته کامل استفاده شده باشد، در جمله نقل قول غيرمستقيم تغييري ايجاد نمي‌شود:

Tom said, 'when I arrived, she had gone.' Tom said when he had arrived, she had gone.

2- هميشه مجبور نيستيم كه فعل را در جمله نقل قول غيرمستقيم تغيير دهيم. اگر ما چيزي را نقل قول کنيم که همچنان صحيح مي‌باشد، ديگر نيازي به تغيير فعل (از زمان حال به گذشته) نيست. مثلاً:

'He loves ice-cream,' his mother said. His mother said that he loves (or loved) ice-cream. (he still loves ice-cream)

در مثال بالا پر واضح است که او (he) همچنان به بستني علاقمند است و دليلي ندارد اين علاقمندی تغيير کرده باشد.

 

 

افعال کمکي وجهي در نقل قول غيرمستقيم

در نقل قول غيرمستقيم افعال کمکي وجهي may ،can ،will و shall به might، could، would و should تبديل مي‌شوند. يعني:

 

نقل قول غيرمستقيم

WOULD, COULD,
MIGHT, SHOULD

تبديل مي‌شود به

نقل قول مستقيم

will, can,
MAY, SH
ALL

مثال:

 

  • 'I will sell my car,' he told me.
    He told me that he would sell his car.

  • 'I can help you,' he said.
    He said he could help me.

  • 'The teacher may be ill,' he said.
    He said that the teacher might be ill.

ولي افعال كمكي used to، ought to و must در جملات نقل قول غيرمستقيم تغييري نمي‌کنند:

  • I told her that I used to smoke twenty a day.

 

تغييرات لازم ديگر در نقل قول غيرمستقيم

در نقل قول غيرمستقيم علاوه بر تغييراتي که در افعال صورت مي‌گيرد، در بعضي ديگر از اقسام کلمه، از جمله قيدها نيز تغييراتي ايجاد مي‌شود که در جدول زير بعضي از آنها را مي‌بينيد:

 

غيرمستقيم

مستقيم

that

this

those

these

there

here

then

now

that day

today

the previous day / the day before

yesterday

the next day / the following day

tomorrow

the following week / year ...

next week / year ...

the previous week / year ...

last week / year ...

چند مثال:

  • 'I like it here,' he said.
    He said that he liked it there.

  • He said, 'We'll visit the factory tomorrow.'
    He said that he would visit the factory the next day



+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم شهریور 1386ساعت 6:10  توسط محمد یاسین نیازی

 افعال مجهول (the passive voice)

در جملات معلوم (active)، فاعل به عامل يا کننده عمل فعل دلالت دارد. در واقع ما از افعال معلوم براي بيان اينکه فاعل چه کاري را انجام دهد استفاده مي‌کنيم. به اين مثالها توجه کنيد:

  • The dog chased the cat. (سگ گربه را دنبال کرد)

  • My father Built this house in 1960. (پدرم اين خانه را در سال 1960 ساخت)

ولي جملات مجهول (passive) به ما اين اجازه را مي‌دهند که کسي يا چيزي را که کننده يا انجام دهنده عملي نيست (غير عامل) در جاي فاعل قرار دهيم. در واقع از افعال مجهول براي بيان اينکه چه عملي بر روي فاعل اتفاق مي‌افتد، استفاده مي‌شود:

 

افعال مجهول

 

  • The cat was chased by the dog. (گربه توسط سگ دنبال شد)

  • This house was built in 1960. (اين خانه در سال 1960 ساخته شد)

هنگام استفاده از حالت مجهول، توجه داشته باشيد که در اغلب موارد اينکه چه کسي يا چه چيزي عمل را انجام مي‌دهد نا معلوم يا بي‌اهميت است. مثلاً در جمله زير اينکه چه کسي اتاق را تميز مي‌کند براي گوينده اهميتي ندارد:

  • This room is cleaned every day. (اين اتاق هر روز تميز مي‌شود)

ولي اگر بخواهيم بيان کنيم که چه کسي (يا چه چيزي) آن عمل را انجام داده است، در اين صورت بايد از حرف اضافه by استفاده کنيم:

 
  • This house was built by my father.
     
    (اين خانه توسط پدرم ساخته شد)

  • This picture was painted by a great painter.
    (اين نقاشي توسط يک نقاش بزرگ کشيده شده )

 

ساختار

بطور کلي براي ساخت صيغه مجهول فعل معلوم، فعل to be را به همان زمان فعل معلوم مي‌آوريم و اسم مفعول همان فعل را به آن مي‌افزاييم:

  • معلوم: Somebody cleans this room every day.

  • مجهول: This room is cleaned every day.

  • معلوم: He bought this car last week.

  • مجهول: This car was bought last week.

در جدول زير مي‌توانيد فهرست افعال معلوم و معادل مجهول آنها را ملاحظه کنيد:

 

زمان

معلوم

مجهول

حال ساده

keeps
نگه مي‌دارد

is kept
  
نگهداري مي‌شود

حال استمراري

is keeping
دارد نگه مي‌دارد

is being kept
در حال نگهداري شدن است

گذشته ساده

kept
نگه داشت

was kept
نگهداري شد

گذشته استمراري

was keeping
داشت نگه مي‌داشت

was being kept
در حال نگهداري شدن بود

حال کامل

has kept
نگه داشته است

has been kept
نگهداري شده است

گذشته کامل

had kept
نگه داشته بود

had been kept
نگهداري شده بود

آينده

will keep
نگه خواهد داشت

will be kept
نگهداري خواهد شد

شرطي

would keep
نگه مي‌داشت

would be kept
نگهداري مي‌شد

شرطي کامل

would have kept
نگه داشته بودند

would have been kept
نگهداري شده بود

مصدر

to keep
نگه داشتن

to be kept
نگهداري شدن

مصدر حال کامل

to have kept
نگه داشتن

to have been kept
نگهداري شدن

وجه مصدري اسم مصدر

keeping
نگهداري

being kept
نگهداري شدن



+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم شهریور 1386ساعت 6:7  توسط محمد یاسین نیازی

 چرا بايد انگليسي ياد بگيريم؟

شايد يادگيري زبان انگليسي مهمترين گام در ارتقاء کيفيت زندگي شما باشد.

آيا هيچ فکر کرده‌ايد که دسترسي به اطلاعاتي که ديگران از آن بي‌بهره‌اند، چقدر مي‌تواند جالب باشد؟ يا صحبت کردن با افراد جالبي که ديگران نمي‌توانند با آنها ارتباط برقرار کنند؟ يا تحت تأثير قرار دادن اطرافيانتان هر موقع که دهانتان را باز مي‌کنيد؟ و يا پشت سر گذاشتن ديگران با جهش‌هاي بزرگي که در شغل‌تان برمي‌داريد؟

شما مي‌توانيد به همه‌ اينها برسيد، اگر خوب انگليسي صحبت کنيد.

 

 


 

دسترسي به اطلاعات

شما به چه چيزي علاقمند هستيد؟ علوم؟ موسيقي؟ کامپيوتـر؟ سلامتي؟ تجـارت؟ ورزش؟  رسانه‌هـاي امروز – از قبيـل اينترنت، تلويزيون و مطبوعـات – دسترسي تقريباً نامحدودي را به اطلاعات پيرامون موضوعات مورد علاقه‌تان فراهم کرده است. فراموش نکنيد که ما در عصر اطلاعات زندگي مي‌کنيم.

تنها يک مشکل وجود دارد: بيشتر اين اطلاعات به زبان انگليسي است.

در اينجا چند مثال از اطلاعاتي که اگر انگليسي بلد باشيد مي‌توانيد از آنها استفاده کنيد، بيان مي‌شود:

  • بيشتر صفحات وب. بيش از يک ميليارد (1.000.000.000) صفحه اطلاعات در اينترنت وجود دارد! اين شگفت‌انگيز است که تنها با ياد گرفتن يک زبان، به خيل عظيمي از اطلاعات در پهنه اينترنت دسترسي پيدا مي‌کنيد.
  • کتابها – در هر موضوعي، از سرتاسر جهان. شما مي‌توانيد کتابهايي با نويسندگان آمريکايي يا بريتانيايي بخوانيد، و نيز کتابهاي ترجمه شده از زبانهاي ديگر. به هر موضوعي که علاقمند باشيد، مي‌توانيد چيزي به انگليسي درباره آن پيدا کنيد.
  • مطبوعات. فقط مجله‌ها و روزنامه‌هاي انگليسي زبان هستند که به راحتي در هر کجاي جهان يافت مي‌شوند. شما براي پيدا کردن مجله‌هايي مانند تايم يا نيوزويک مجبور نيستيد خيلي وقت صرف کنيد.
  • علوم. زبان انگليسي کليد دنياي علم و فن‌آوري است. حدود 95% مقالات علمي منتشر شده، به زبان انگليسي است که تنها حدود 50% از آنها مربوط به کشورهاي انگليسي‌زبان (مانند آمريکا و انگلستان) مي‌باشد.
  • گزارشات خبري. شبکه‌هاي تلويزيوني بين‌المللي از جمله BBC و CNN را در نظر بگيريد. آنها خبرها را بسيار سريع‌تر و حرفه‌اي‌تر منتشر مي‌کنند. در هر کجاي دنيا شما مي‌توانيد به آنها دسترسي داشته باشيد.

 

گفتگو با ديگران

انگليسي را مي‌توان «زبان گفتگو» ناميد. چرا؟ چون به نظر مي‌رسد همه مردم جهان پذيرفته‌اند که براي گفتگو و ارتباط با يکديگر از زبان انگليسي استفاده کنند.

  • حدود يک و نيم ميليارد (1.500.000.000) نفر در جهان مي‌توانند به انگليسي صحبت کنند. يک ميليارد نفر ديگر هم مشغول فراگيري آن هستند.
  • تقريباً همه کنفرانسها و مسابقات بين‌المللي به زبان انگليسي برگزار مي‌شود. به عنوان مثال رقابتهاي المپيک يا جام جهاني فوتبال را در نظر بگيريد.
  • سياستمداران کشورهاي مختلف از زبان انگليسي براي برقراري ارتباط با يکديگر استفاده مي‌کنند. انگليسي، زبان اصلي سازمانهايي از قبيل سازمان ملل متحد (UN)، ناتو (NATO) و... مي‌باشد.

 

اگر شما بتوانيد به انگليسي صحبت کنيد، قادر خواهيد بود:

  • با مردمان سراسر جهان ارتباط برقرار کنيد. مثلاً مي‌توانيد عقايد و نظراتتان را در گروه‌هاي تبادل نظر اينترنتي بيان کنيد. به افراد مورد علاقه‌تان ايميل ارسال کنيد و درباره زندگي و فرهنگشان اطلاعات کسب کنيد.
  • راحت‌تر سفر کنيد. به هر کجا که سفر مي‌کنيد مي‌توانيد با ديگران ارتباط برقرار کنيد – انگليسي در بيش از 100 کشور جهان مورد استفاده قرار مي‌گيرد. مي‌توانيد آدرس بپرسيد، با افراد مکالمه کنيد، يا... کمک بخواهيد. کسي چه مي‌داند، شايد روزي زبان انگليسي جان شما را نجات دهد!

 

پيشرفتهاي شغلي

اگر خواهان شغل خوبي در زمينه‌هاي تجاري يا علمي هستيد، از پشت ميز کارتان بلند شويد و همين حالا به فراگيري انگليسي مشغول شويد!

دانستن انگليسي به شما اجازه مي‌دهد که:

  • عبارت «مسلط به زبان انگليسي» را در رزومه (=خلاصه شرح حال و سوابق) خود درج کنيد. بدين ترتيب شانس خود را براي بدست آوردن شغل بهتر و کسب درآمد بيشتر، افزايش مي‌دهيد.
  • دانش فني خود را افزايش دهيد. انگليسي زبان فن‌آوري است، مخصوصاً فن‌‌آوريهاي تراز بالايي مانند علوم کامپيوتر، ژنتيک و پزشکي. اگر مي‌خواهيد درباره اين علوم مطالعه کنيد، احتمالاً مجبور خواهيد شد از منابع انگليسي استفاده کنيد.
  • يک تاجر بين‌المللي باشيد. اين بسيار واضح است. تجارت بين‌المللي تنها با زبان انگليسي ميسر مي‌شود. يادتان باشد که در دهکده جهاني به سر مي‌بريد. بنابراين اگر مي‌خواهيد نقشي ايفا کنيد، بايد انگليسي بلد باشيد – تا بتوانيد با تجار ديگر ارتباط داشته باشيد، در کنفرانس‌ها و همايش‌ها شرکت کنيد، روزنامه‌ها و مجلات تجاري بخوانيد و....
  • دانشجوي و محقق بهتري باشيد. مي‌توانيد با دانشمندان کشورهاي ديگر مکاتبه کنيد. در همايشهاي بين‌المللي شرکت کنيد و با مطالعه مجلات و کتب، از يافته‌هاي جديد علمي با خبر شويد.

 

ياد گرفتن انگليسي آسان است

انگليسي نه فقط مفيدترين زبان دنياست، بلکه يکي از آسان‌ترين زبانها براي يادگيري و استفاده محسوب مي‌شود:

  • الفباي ساده – هيچ نماد يا نشانه خاصي از قبيل ä يا é وجود ندارد.
  • حالت جمع آسان – فقط کافي است يک s (يا es) به انتهاي يک اسم اضافه شود. (one car, two cars)
  • کوتاهي کلمات – اغلب کلمات اصلي کوتاه هستند: run, work, big, go, man و.... کلمات طولاني‌تر هم غالباً کوتاه مي‌شوند: fridge=refrigerator, os=operating system.
  • انگليسي همه جا يافت مي‌شود: دسترسي به تلويزيون، موسيقي، وب‌سايتها و مجلات انگليسي زبان بسيار راحت است. شما مجبور نخواهيد بود فقط از چند کتاب خسته‌کننده آموزشي استفاده کنيد. مي‌توانيد همزمان هم انگليسي بياموزيد و هم از آن استفاده کنيد. بديهي است که بدين ترتيب اشتياق شما براي يادگيري افزايش مي‌يابد



+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم شهریور 1386ساعت 6:4  توسط محمد یاسین نیازی

 ضمايم پرسشي (Question Tags)

ضمايم پرسشي پرسشهاي کوتاهي هستند که به انتهاي يک جمله (در انگليسي محاوره‌اي) افزوده مي‌شوند.

به جملات زير دقت کنيد:

  • You are a teacher, aren't you?
      (شما يك معلم هستيد، اينطور نيست؟)

  • Farhad works hard, doesn't he?
     
    (فرهاد سخت کار مي‌کند، اينطور نيست؟)

در مثالهاي بالا aren't you و doesn't he ضمايم پرسشي هستند.

 

قواعد ساختن ضمايم پرسشي

1- ضمايم پرسشي از دو کلمه ساخته مي‌شوند: يک ضمير فاعلي پس از يک فعل کمکي:

جمله اصلي           

+ ضميمه پرسشي
Tom is a student,  isn't   he?
 

فعل
کمکي

  ضمير
 فاعلي


2- فاعل آن با فاعل جمله اصلي مطابقت مي‌کند:

  • Jim plays football, doesn't he?

  • The students will be arriving soon, won't they?

 

3- فعل کمکي آن با فعل کمکي جمله اصلي مطابقت مي‌کند، با اين تفاوت که:

الف- اگر جمله اصلي مثبت باشد، «ضميمه پرسشي» منفي، و اگر جمله اصلي منفي باشد «ضميمه پرسشي» مثبت خواهد بود.

  • It wasn't an interesting film, was it?

  • They will finish their job, won't they?

  • You wouldn't tell anyone, would you?

ب- اگر هيچ نوع فعل کمکي در جمله اصلي وجود نداشت از does، do و يا did (با توجه به زمان جمله) استفاده مي‌کنيم:

  • She plays the piano, doesn't she?

  • You look well today, don't you?

  • You sold your car, didn't you?



+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم شهریور 1386ساعت 6:2  توسط محمد یاسین نیازی

 زمان گذشته ساده

ساختار

(last week)

(yesterday)

worked

I, we, you, he, she, ...

played

heard

 

منفي

work...

play...

hear...

didn't

did not

I, we, you, he, she, ...

 

 

 

پرسشي

work...?

play...?

hear...?

I, we, you, he, she, ...

Did

 

 

کاربرد

گذشته ساده در موارد زير کاربرد دارد:

1- براي بيان کاري که در گذشته و زمان مشخصي به پايان رسيده است:

  • We met last week.

  • He left yesterday.

 

2- براي بیان کارهايي که پشت سرهم در يک ماجرا يا داستان مي‌آيند:

  • I walked into my room and sat down. Suddenly I heard a noise coming from outside. I got up and went towards the window...

 

3- براي بيان عادت يا شرايطي در گذشته:

  • When he was a child, they lived in a cottage in the jungle.

  • Every day he walked in the jungle to....

 

نکاتي در مورد هجي (verb + ed)

1- هنگاميکه فعلي به e ختم مي‌شود، فقط d اضافه مي‌کنيم:

loved, hated, used

2- افعال يک هجايي (يک بخشي) که به ترتيب شامل يک حرف صدادار و يک حرف بي‌صدا مي‌باشند، حرف بي‌صداي آخر تکرار مي‌شود:

stopped, planned, robbed

ولي اگر دو حرف صدادار وجود داشته باشد، حرف بي‌صداي آخر تکرار نمي‌شود:

looked, cooked, seated

اگر حرف بي‌صداي آخر y يا w باشد نيز تکرار نمي‌شود:

played, rowed, showed



+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم شهریور 1386ساعت 6:0  توسط محمد یاسین نیازی

 زمان حال ساده

ساختار

جمع

go,

play,

don't work

we

you

they

مفرد

go, play,
don't work

I, you

goes, plays, doesn't work

he, she, it

 

کاربرد

زمان حال ساده يکي از متداول‌ترين زمانها در زبان انگليسي مي‌باشد که براي مقاصد زير مورد استفاده قرار مي‌گيرد:

1- براي بيان عملي که هميشه تکرار مي‌شود، مانند يک عادت يا رسم:

  • I go to school by bus.

  • We get up at 7 AM.

  • 'Does he smoke?' 'No, he doesn't.'

 

2- براي بیان حقیقتی که همیشه یا معمولاً درست است:

  • The earth orbits the sun.

  • I come from Iran.

  • Some animals migrate in winter. (بعضي از حيوانات در زمستان مهاجرت مي‌کنند.)

 

3- براي بيان حقيقتي که براي مدتي (طولاني) دوام داشته باشد:

  • I work in a shop.

  • She lives in a small cottage.

 

زمان حال ساده اغلب با قيدهاي تکرار مورد استفاده قرار مي‌گيرند. مهمترين قيدهاي تکرار (frequency adverbs) عبارتند از:

never     rarely     sometimes     often     usually     always
0%................................. 50% .................................100%

  • I usually play football with my friends.

  • I never go shopping.

  • sometimes she plays piano for us.

 

نکاتي در مورد هجي (verb + s)

1- افعالي که به x, ch, sh, ss و o ختم مي‌شوند، به جاي es ، s مي‌گيرند:

kisses, washes, watches, does, boxes

2- افعالي که به y ختم مي‌شوند و قبل از آن حرف بي‌صدايي بيايد، y به ies تبديل مي‌شود:

try, tries     hurry, hurries     fly, flies

ولي آن دسته از افعالي که به y ختم مي‌شوند و قبل از آن يک حرف صدادار وجود دارد، تنها يک s مي‌گيرند:

plays, buys, enjoys



+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم شهریور 1386ساعت 5:59  توسط محمد یاسین نیازی

 زمانهاي مربوط به آينده

در زبان انگليسي براي بيان زمان آينده از افعال و حالتهاي مختلفي استفاده مي‌شود که آنها را به ترتيب اهميت در زير مي‌بينيد:

1. will + verb

2. be + going to + verb

3. Present Progressive (حال استمراری)

4. will + be + verb-ing و فرمهاي ديگر

 


1- will + verb

از فعل کمکي will براي نشان دادن آينده در جهت‌هاي زير استفاده مي‌شود:

الف- پيش‌بيني: براي توصيف چيزي که مي‌دانيم، يا انتظار داريم که اتفاق بيفتد:

  • It will be rainy tomorrow.
     (فردا هوا باراني خواهد بود)

  • You will be sick if you eat all those sweets.
     (اگر همه آن شيريني‌ها را بخوري مريض مي‌شوي)

ب- بيان تصميمي كه درست در همان لحظه گرفته شده است:

  • I will answer the phone.
    (من تلفن را جواب مي‌دهم)

  • I'll see you tomorrow. bye!
    (فردا مي‌بينمت.خداحافظ)

 

2- be + going to + verb

الف- از اين ساختار براي بيان برنامه‌ها و تصميماتي که از قبل گرفته شده‌اند، استفاده مي‌شود:

  • We're going to paint this room blue.
    (ما مي‌خواهيم اين اتاق را آبي بزنيم)

  • I'm going to be a doctor.
    (مي‌خواهم يک دکتر بشوم)

ب- همچنين از اين ساختار مي‌توان براي بيان يک پيشگويي، مخصوصاً وقتي که براساس مدرکي در زمان حال باشد، استفاده نمود.

  • She's going to have a baby. (Because she's pregnant)
    (او قرار است كه يك بچه بدنيا بياورد)

  • It's going to rain. (It's cloudy)
    (مي‌خواهد باران ببارد)

بعضي اوقات تفاوتي بين will و be going to براي يك پيش‌بيني وجود ندارد.

براي بيان تصميمي که از قبل گرفته شده است از ساختـار be going to و بيان تصميمي که درست در همان لحظه گرفته شده است از will استفاده مي‌کنيم.

 

 

3- حال استمراري (Present Progressive)

از حال استمراري براي بيان يک برنامه يا يک قرار بين افراد در آينده استفاده مي‌شود و معمولاً به آينده نزديک اشاره دارد:

  • I'm meeting my friend this evening.
    (امروز بعدازظهر دوستم را ملاقات مي‌کنم)

  • They are driving to Scotland at the weekend.
    (آنها آخر هفته به اسکاتلند مي‌روند)

گاهي اوقات تفاوتي نمي‌کند که براي بيان يک برنامه يا قرار از حال استمراري و يا از ساختار be going to استفاده شود، به عنوان مثال:

  • We're going to see a play tonight.
    or: We're seeing a play tonight.

 

4- راه‌هاي ديگر بيان آينده

راه‌هاي ديگري نيز براي صحبت درباره‌ آينده وجود دارد، به عنوان مثال:

a) Will + be + verb-ing

  • Next week I'll be talking about how to use a microscope.
    (هفته آينده درباره نحوه استفاده از ميکروسکوپ صحبت خواهم کرد)

b) Be + to + verb

  • Iranian president is to visit Russia.
    (رئيس جمهور ايران از روسيه بازديد مي‌کند)

c) Be + about + to + verb

  • The mayor is about to announce the result of election.
    (شهردار به زودي نتايج انتخابات را اعلام خواهد کرد)
     



+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم شهریور 1386ساعت 5:58  توسط محمد یاسین نیازی

 زمان گذشته استمراري

ساختار

جملات پرسشي:

eating?

playing?

talking?

I,  he, she, it

was

wasn't

you, we, they

were

weren't

 

جملات مثبت و منفي:

walking

playing

fishing

was

wasn't

I,  he, she, it

were

weren't

you, we, they

 

 

کاربرد

از زمان گذشته استمراري بيشتر براي بيان کارهايي استفاده مي‌شود که در گذشته اتفاق افتاده و مدتي ادامه داشته‌اند ولي حدود زماني آنها به طور دقيق مشخص يا مهم نيست.

در اغلب موارد گذشته استمراري همراه با گذشته ساده بکار مي‌رود. در چنين حالتي، گذشته استمراري بر کارها و فعاليتهاي طولاني‌تر (در پس‌زمينه) دلالت مي‌کند، در حالي که گذشته ساده بر کارها و فعاليتهايي دلالت مي‌کند که در ميانه کارهاي طولاني‌تر واقع شده‌اند.

 

 

بطور کلي «گذشته استمراري» در موارد زير بکار مي‌رود:

1- براي بيان کاري که قبل از زمان خاصي در گذشته آغاز شده و احتمالاً پس از آن نيز ادامه داشته است:

  • 'What were you doing at 6.00?'  'I was having breakfast.'
    (.ساعت 6 چکار مي‌کرديد؟ داشتم صبحانه مي‌خوردم)

 

2- براي بیان کار يا فعاليتي در گذشته که به وسيله چيزي قطع شده باشد:

  • The phone rang when I was watching TV.
    (.وقتي داشتم تلويزيون تماشا مي‌کردم، تلفن زنگ زد)

  • While I was driving home, my car broke down.
    (.هنگاميکه داشتم به خانه بر مي‌گشتم، ماشينم خراب شد)

 

3- براي بيان کار يا فعاليتي به پايان نرسيده در زمان گذشته (در مقايسه با گذشته ساده که کارهاي کامل شده را بيان مي‌کند):

  • I was reading a book during the flight. (I didn't finish it)

  • but: I read a book during the flight. (I finished it



+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم شهریور 1386ساعت 5:56  توسط محمد یاسین نیازی

 زمان حال استمراري

ساختار coming doing going taking 'm am I 're are you we they 's is he she it کاربرد 1- براي بيان عملي که هم‌اکنون جريان دارد: She is watching the TV. He is working at the moment. 2- براي بيان عملي يا موقعيتي که در حال حاضر در حال وقوع مي‌باشد، اما الزاماً در همين زمان صحبت کردن در حال رخ دادن نيست: I'm reading an exciting book. He is learning Arabic. (توجه داشته باشيد که مثلاً در جمله‌ اول، شخص گوينده ممکن است در همين لحظه مشغول مطالعه کتاب باشد و يا اينکه ممکن است منظورش اين باشد که مدتي است مشغول مطالعه کتاب است ولي هنوز تمام نشده است.) 3- براي بيان قراري تعيين شده در آينده: I am meeting him at the park. 4- براي بيان كار يا شرايطي موقتي: I'm living in a small flat now, but I'm trying to find a better one. (در حال حاضر در يک آپارتمان کوچک زندگي مي‌کنم، اما دارم سعي مي‌کنم يک بهترش را پيدا کنم) نكاتي در مورد هجي (افعال ing دار) 1- افعالي که به يک e ختم مي‌شوند، آن e حذف مي‌شود: come, coming take, taking write, writing ولي در مورد افعالي که به ee ختم مي‌شوند، اين قاعده صدق نمي‌کند: agree, agreeing see, seeing 2- در افعال يک بخشي (يک هجايي) که داراي يک حرف صدادار و يک حرف بي‌صدا مي‌باشند، حرف بي‌صداي آخر تکرار مي‌شود: running, stopping, getting ولي چنانچه حرف بي‌صداي آخر y يا w باشد، تکرار نمي‌شود: showing, enjoying



+ نوشته شده در  سه شنبه ششم شهریور 1386ساعت 23:8  توسط محمد یاسین نیازی

 زمان گذشته كامل

ساختار جملات مثبت و منفي: past participle (قسمت سوم فعل) had ('d) had not (hadn't) I, you, we, they he, she, it جملات پرسشي: past participle (قسمت سوم فعل)? I, you, we, they he, she, it had hadn't کاربرد ما از زمان گذشته کامل استفاده مي‌کنيم تا نشان دهيم عملي پيش از عمل ديگري در گذشته اتفاق افتاده است (گذشته در گذشته). در واقع گذشته کامل معادل گذشته‌ی زمان حال کامل است. (با گذشته ساده مقايسه کنيد) به مقايسه بين زمانهاي حال کامل و گذشته کامل توجه کنيد: گذشته کامل حال کامل * We weren't hungry. We'd just had dinner. * I didn't know who he was. I'd never seen him before. * We aren't hungry. We've just had dinner. * Who is that man? I've never seen him before. چند مثال ديگر از زمان گذشته کامل: It was the first time he had ever seen a tiger. When I arrived at the cinema, the film had already begun. She didn't want to go to the theatre with the others because she'd seen the play before. مقايسه بين گذشته كامل و گذشته ساده به تفاوت ميان جملات زير دقت کنيد: When I arrived home, my wife went out. but: When I arrived home, my wife had gone out



+ نوشته شده در  سه شنبه ششم شهریور 1386ساعت 23:7  توسط محمد یاسین نیازی

 زمان حال كامل

ساختار

 جملات مثبت و منفي:

past participle

(قسمت سوم فعل)

have ('ve)
have not (haven't)

I, you, we, they

has ('s)
has not (hasn't)

he, she, it

جملات پرسشي:

past participle

(قسمت سوم فعل)?

I, you, we, they

have

he, she, it

has

 

چند مثال:

  • We've been to Paris.

  • He hasn't lived in Paris.

  • Have you met him yet?

 

 

کاربرد

1- براي بيان عملي که در گذشته آغاز شده و همچنان ادامه دارد:

 

 

  • I have studied English since 1990. (از سال 1990 به مطالعه انگليسي پرداخته‌ام)

  • She's lived in Tehran for 10 years. (او به مدت 10 سال در تهران زندگي کرده است)

  • How long have you lived in Tehran? (چه مدتي در تهران زندگي کرده‌ايد؟)

  • I've lived in Tehran all my life. (همه عمرم را در تهران زندگي کرده‌ام)

 

توجه‌ داشته ‌باشيد که در زمان حال کامل، غالباً از اصطلاحات زماني خاصي مانند since و for استفاده مي‌شود.

for نشان دهنده دوره‌اي از زمان است که تا کنون ادامه داشته است، ولي since با مقطعي از زمان به کار مي‌رود و به معني «از آن زمان تا کنون» مي‌باشد:

seven o'clock

since

a year

I have been here for

1980

two months

September

three hours

last week

ten minutes

 

 

2- براي بیان تجربه‌اي که در زماني در زندگي شخصي اتفاق افتاده است. در واقع اين عمل در گذشته روي داده و به پايان رسيده است، اما آثار آن هنوز محسوس است. اين که اين عمل يا تجربه چه موقعي روي داده، مهم نيست:

  • I have never been to England. (من هرگز به انگلستان نرفته‌ام)

  • She has had several operations up to now. (تا کنون چندين عمل جراحي داشته است)

  • He's written a lot of short stories.(او داستانهاي کوتاه زيادي نوشته است)

 

3- براي بيان عملي که در گذشته نزديک اتفاق افتاده ولي اثر آن در زمان حال مشاهده مي‌شود. در اين حالت از yet، already، still و just بسيار استفاده مي‌کنيم:

 

از already بيشتر در جملات مثبت و از yet  بيشتر در جملات منفي و پرسشي استفاده مي‌شود.

 

  • I've just had a sandwich. (من تازه يک ساندويچ خورده‌ام)

  • I've already seen the movie. (اين فيلم را قبلاً ديده‌ام)

  • The bus hasn't arrived yet. (اتوبوس هنوز نرسيده است)

  • I still haven't finished my homework. (هنوز تکاليفم را تمام نکرده‌ام)

 

 

 

1- اگر ارتباطي با زمان حال موجود نيست (مثلاًچيزهايي که مدتها قبل اتفاق افتاده‌اند) از حال کامل استفاده نکنيد.
  • Hafiz was a Persian poet. He wrote many poems.

  • but: My father is a writer. He has written many books.

در مثال اول از گذشته ساده استفاده کرديم تا نشان دهيم که او (حافظ) ديگر شعر نمي‌نويسد، ولي در مثال دوم براي اينکه نشان دهيم که او هنوز کتاب مي‌نويسد از حال کامل استفاده کرديم.

2- ما از حال کامل براي ارائه اطلاعات جديد استفاده مي‌کنيم. ولي اگر بخواهيم به صحبتمان درباره آن ادامه دهيم، معمولاً از گذشته ساده استفاده مي‌کنيم:

A: "Ben has broken his leg."

B: "Really? How did that happen?"

A: "He fell off a ladder."



+ نوشته شده در  سه شنبه ششم شهریور 1386ساعت 23:5  توسط محمد یاسین نیازی

 نقل قول Reported speech

هنگاميکه ميخواهيم گفته‌هاي شخص ديگري را نقل کنيم، مي‌توانيم از دو حالت مختلف استفاده کنيم:

1- مي‌توانيم گفته‌هاي شخص مورد نظر را عيناً (واو به واو) تکرار کنيم (نقل قول مستقيم):

  • She said, 'It is raining.'

و يا مي‌توانيم از نقل قول غير مستقيم استفاده کنيم:

  • She said that it was raining.

در مثال زير به تغييرات ايجاد شده خوب دقت کنيد:

 

 

1- در نقل قول غير مستقيم هميشه مي‌توانيم that را حذف کنيم:
  • I told her (that) I wasn't hungry.

  • He said (that) he was feeling ill.

2- پس از tell حتماً بايد نام شخص مخاطب (اسم يا ضمير) ذکر شود ولي پس از say چيزي نمي‌آيد:
  • He told her that ...

  • He said that ...

 

 

جدول تغييرات از نقل قول مستقيم به غيرمستقيم

در نقل قول غيرمستقيم، فعل اصلي جمله معمولاً زمان گذشته است و نيز افعال موجود در بقيه جمله هم بايد به زمان گذشته تبديل شوند. اين تغييرات به شرح زيرند:

 

مثال

غير مستقيم

 مستقيم

'I love you,' he said. He told her that he loved her.

گذشته ساده

حال ساده

'I'm talking on the phone,' she said. She said that she was talking on the phone.

گذشته استمراري حال استمراري

He said, 'The rain has stopped'. He said that the rain had stopped.

گذشته کامل حال کامل

He said, 'I've been reading for 3 hours.'   He said that he had been reading for 3 hours.

گذشته کامل استمراري حال کامل استمراري

He said, 'I met him in the theatre.' He said he had met him in the theatre.

گذشته کامل گذشته ساده

'I was driving carefully,' he told the police. He told the police he had been driving carefully.

گذشته کامل استمراري گذشته استمراري

 

 

1- اگر در جمله نقل قول مستقيم از گذشته کامل استفاده شده باشد، در جمله نقل قول غيرمستقيم تغييري ايجاد نمي‌شود:

Tom said, 'when I arrived, she had gone.' Tom said when he had arrived, she had gone.

2- هميشه مجبور نيستيم كه فعل را در جمله نقل قول غيرمستقيم تغيير دهيم. اگر ما چيزي را نقل قول کنيم که همچنان صحيح مي‌باشد، ديگر نيازي به تغيير فعل (از زمان حال به گذشته) نيست. مثلاً:

'He loves ice-cream,' his mother said. His mother said that he loves (or loved) ice-cream. (he still loves ice-cream)

در مثال بالا پر واضح است که او (he) همچنان به بستني علاقمند است و دليلي ندارد اين علاقمندی تغيير کرده باشد.

 

 

افعال کمکي وجهي در نقل قول غيرمستقيم

در نقل قول غيرمستقيم افعال کمکي وجهي may ،can ،will و shall به might، could، would و should تبديل مي‌شوند. يعني:

 

نقل قول غيرمستقيم

WOULD, COULD,
MIGHT, SHOULD

تبديل مي‌شود به

نقل قول مستقيم

will, can,
MAY, SH
ALL

مثال:

 

  • 'I will sell my car,' he told me.
    He told me that he would sell his car.

  • 'I can help you,' he said.
    He said he could help me.

  • 'The teacher may be ill,' he said.
    He said that the teacher might be ill.

ولي افعال كمكي used to، ought to و must در جملات نقل قول غيرمستقيم تغييري نمي‌کنند:

  • I told her that I used to smoke twenty a day.

 

تغييرات لازم ديگر در نقل قول غيرمستقيم

در نقل قول غيرمستقيم علاوه بر تغييراتي که در افعال صورت مي‌گيرد، در بعضي ديگر از اقسام کلمه، از جمله قيدها نيز تغييراتي ايجاد مي‌شود که در جدول زير بعضي از آنها را مي‌بينيد:

 

غيرمستقيم

مستقيم

that

this

those

these

there

here

then

now

that day

today

the previous day / the day before

yesterday

the next day / the following day

tomorrow

the following week / year ...

next week / year ...

the previous week / year ...

last week / year ...

چند مثال:

  • 'I like it here,' he said.
    He said that he liked it there.

  • He said, 'We'll visit the factory tomorrow.'
    He said that he would visit the factory the next day



+ نوشته شده در  سه شنبه ششم شهریور 1386ساعت 23:2  توسط محمد یاسین نیازی

 چطور با خواندن، انگليسي خود را تقويت کنيم؟

 

سريع خواني

معمولاً افراد هنگام مطالعه‌ي يک متن (مثلاً يک روزنامه) سعي مي‌کنند با حداقل تلاش و حداکثر سرعت به مضمون اصلي مطلب پي ببرند. شايد بتوان اين استراتژي را «سريع خواني» ناميد. در اين استراتژي مغز تلاش مي‌کند تا جاي ممکن کلمات کمتري را بخواند و تنها کسري از ثانيه روي هر کلمه توقف مي‌کند. ممکن است زبان‌آموزان نيز اين استراتژي را براي خواندن متون انگليسي بکار بگيرند.

حال بايد ديد اين استراتژي (سريع خواني) چه ويژگيهايي دارد:

  • کلمات گرامري از قبيل حروف اضافه و حروف تعريف ديده نمي‌شوند. چشم تنها روي کلماتي از قبيل اسمها، فعلها، صفات و قيدهاي اصلي توقف مي‌کند.

  • وجوه کلمه ديده نمي‌شود (مانند قسمت دوم يا سوم بودن يک فعل).

  • به املاي دقيق کلمه دقت نمي‌شود. دانسته شده است که مغز  کل کلمه را از روي شکل آن تشخيص مي‌دهد و آن را بصورت حرف به حرف تجزيه و تحليل نمي‌کند.

  • به کلمات مشکلي که براي درک معني کلمه ضروري نيستند توجه نمي‌شود (براي صرفه جويي در وقت به ديکشنري مراجعه نمي‌شود).

 

البته «سريع خواني» روش بسيار خوبي براي صرفه‌جويي در وقت است. اما مشکل اينجاست که شما براي درک يک مطلب به کلمات گرامري خيلي نياز نداريد، اما براي ساختن يک متن يا مطلب (هنگام نوشتن يا صحبت کردن) به آنها نياز داريد. بنابراين اگر به چيزهايي مانند حروف تعريف و حروف اضافه دقت نکنيد، نخواهيد توانست آنها را به درستي در جملات خودتان بکار گيريد.

به همين دليل بعضي از زبان‌آموزان يک کتاب 300 صفحه‌اي را تمام مي‌کنند و همچنان با گرامر نسبتاً پايه‌اي هم مشکل داشته باشند. و باز به همين دليل است که حروف اضافه و حروف تعريف جزو سخت‌ترين قسمتهاي آموزش زبان انگليسي محسوب مي‌شوند. توصيه‌اي که در اينجا به زبان‌آموزان مي‌شود اين است که اگر مي‌خواهيد مهارتهاي خروجي (=نوشتن و مکالمه) خود را افزايش دهيد، بايد به خودتان ياد بدهيد که به کلمات گرامري توجه کنيد.

 

چگونه بخوانيم؟

در اينجا چند نکته‌ي جالب و مهم براي مطالعه‌ي متن‌هاي انگليسي به زبان‌آموزان توصيه مي‌شود:

1- هنگام برخورد با يک چيز جالب توجه (و نه واضح) توقف کنيد: مثلاً يک کلمه‌ي جديد، نحوه‌ي کاربرد يک کلمه، يک ساختار گرامري، يک حرف اضافه، يک حرف تعريف، ترتيب لغات و .... کمي وقت بگذاريد و فکر کنيد که چرا مثلاً در يک جمله‌ي خاص از حرف اضافه‌ي at به جاي on استفاده شده است و يا چرا از زمان حال کامل استفاده شده است در حاليکه شما انتظار گذشته‌ي ساده را داشتيد.

2- اگر در جمله‌اي عبارت مفيدي وجود دارد، از خودتان بپرسيد: آيا خودم مي‌توانم يک عبارت مشابه بسازم؟ آيا مي‌توانيد مثلاً حروف اضافه، حروف تعريف و زمانهاي صحيح را بکار ببريد؟ اگر مطمئن نيستيد، سعي کنيد يک عبارت مشابه را با صداي بلند و يا در ذهنتان بگوييد. هدف اين است که آن عبارت را در ذهنتان نگه داريد.

3- هر جا لازم است (و يا اگر صرفاً دوست داريد)، از ديکشنري استفاده کنيد تا به تعاريف کلمات و نيز به جملات نمونه‌ي بيشتري دست پيدا کنيد. (معرفي ديکشنري)

4- جملات و عبارتهاي مفيد و کاربردي را در دفتر يادداشت خود (و يا در نرم‌افزارهايي مانند Supermemo) وارد کنيد. بدين ترتيب اطمينان خواهيد يافت که در آينده باز هم آنها را مرور خواهيد کرد.

 

اگر دوست نداريد هنگام خواندن توقف کنيد (تا مثلاً يک کلمه را در ديکشنري جستجو کنيد)، مي‌توانيد زير جملات جالب و مفيد خط بکشيد تا بعداً به آنها رسيدگي کنيد.

نکته‌ي مهم ديگري که بايد به آنها توجه کنيد اين است که شما مجبور نيستيد که هميشه از استراتژي بالا استفاده کنيد. خواندن به اين روش نسبتاً خسته کننده است، بنابراين اگر بعد از يک مطالعه‌ي طولاني خسته هستيد، اين روش را به کار نبريد. همچنين براي هر جمله به يک اندازه وقت صرف نکنيد. در بسيار از جملات، عبارتها و ساختارهايي که براي جمله‌سازي شما مفيد باشند وجود ندارد.



+ نوشته شده در  سه شنبه ششم شهریور 1386ساعت 22:59  توسط محمد یاسین نیازی

 چگونه لهجه خود را کاهش دهيم

بسياري از مشکلاتي تلفظي که زبان‌آموزان با آنها مواجه هستند در نتيجه استفاده غلط از اصواتي است که در زبان مادري خود به کار مي‌برند. بنابراين مشکلات تلفظي که شما از آن رنج مي‌بريد احتمالاً مشابه مشکلاتي است که ديگر زبان‌آموزان «هم زبان» شما هم با آن مواجه هستند. وقتي يک انگليسي‌زبان بومي (native) به شما مي‌گويد که شما (بعنوان مثال) لهجه روسي يا چيني داريد، در واقع اين نکته را تأييد مي‌کند. بسياري از برنامه‌هاي کاهش لهجه بر اساس تحقيقاتي است که اصوات خاصي را که هر گروه زباني (مثلاً فرانسوي، چيني، اسپانيايي، ژاپني و ...) موقع اداي کلمات انگليسي دارد، مشخص مي‌کنند. بعنوان مثال 70% اسپانيايي‌ زبانها در تلفظ صداي /st/ در کلمه stick مشکل دارند در حاليکه چيني زبانها هيچ مشکلي در تلفظ آن ندارند. نکته‌هاي زير به شما کمک مي‌کنند که تأثير زبان مادري خود بر انگليسي‌تان را کاهش دهيد.
 

به حرکات دهان انگليسي زبانان (native) دقت کنيد.

موقع تماشاي برنامه‌هاي زبان اصلي به حرکات دهان گوينده خوب دقت کنيد. آنچه که مي‌گويد را تکرار کنيد و لحن صداي او را تقليد کنيد.


شمرده صحبت کنيد.

تا وقتي که لحن و اصوات انگليسي را بخوبي فرا نگرفته‌ايد، شمرده صحبت کنيد. اگر شما سريع و با لحن و تلفظ غلط صحبت کنيد، انگليسي زبانها در فهميدن آنچه که مي‌خواهيد بگوييد مشکل پيدا خواهند کرد. همچنين اگر شما به «اشتباه صحبت کردن» خود ادامه دهيد، اين اشتباهات در ذهن شما ماندگار خواهند شد.


از ديکشنري استفاده کنيد.

با علائم فونتيک ديکشنري خود آشنا باشيد و تلفظ صحيح کلماتي را که اداي آنها براي شما دشوار است در آن جستجو کنيد.


از ديگران کمک بگيريد.

يک فهرست از کلماتي که تلفظ آنها براي شما دشوار است، تهيه کنيد و از يک دوست انگليسي زبان (native) بخواهيد آنها را براي شما تلفظ کند. خوب است صدايش را ضبط کنيد و بعداً به آن گوش دهيد و خودتان هم آن را تکرار کنيد. اگر چنين دوستي نداريد مي‌توانيد از نرم افزارهايي که کلمات را با صداي ضبط شده انسان ادا مي‌کنند استفاده کنيد. (براي اين منظور مي‌توانيد از نرم‌افزار talk to me و يا ديکشنري گوياي لانگمن استفاده نماييد.)


به کتابهاي نواردار گوش دهيد.

با تهيه کتابهايي که داراي يک نوار يا سي‌دي صوتي هستند مي‌توانيد در يک زمان هم بخوانيد و هم گوش کنيد. بخشهايي از کتاب را با صداي بلند بخوانيد و صداي خودتان را ضبط کنيد. صداي خودتان را با گوينده اصلي مقايسه کنيد و سعي کنيد اشتباهاتتان را اصلاح کنيد.


به پسوندهاي s و ed دقت کنيد.

تلفظ صحيح کلماتي که به s و ed ختم مي‌شوند را ياد بگيريد. مثلاً s- يا es- را در نظر بگيريد. اين پسوند گاهي صداي /S/ مي‌دهد (مثلاً در eats)، گاهي صداي /Z/ مي‌دهد (مثلاً در plays) و گاهي هم صداي /IZ/ مي‌دهد (مثلاً در washes). (براي فراگيري نحوه تلفظ صحيح اين قبيل کلمات اينجا را کليک کنيد.)
 

با صداي بلند انگليسي بخوانيد.

هر روز به مدت 15 تا 20 دقيقه يک متن انگليسي (مثلاً يک کتاب داستان) را با صداي بلند بخوانيد. اين به شما کمک مي‌کند که آن دسته از عضلات دهان را که براي انگليسي صحبت کردن به کار مي‌آيند، تقويت کنيد. تحقيقات نشان مي‌دهد که براي صحبت کردن يک زبان جديد حدود سه ماه تمرين روزانه مورد نياز است تا عضلات دهان (براي آن زبان خاص) تقويت شوند.

آموزش مکالمه انگليسي نصرت در 90 روز» با وقفه کوتاهي که بين کلمات و جملات ايجاد مي‌کند اين فرصت را براي شما فراهم مي‌کند که آنها را تکرار کرده و مهارت تلفظ خود را تقويت نماييد.)
 

صداي خودتان را گوش کنيد.

صداي خودتان را ضبط کنيد و براي يافتن اشتباهات تلفظي خود به آن گوش دهيد. اين يک تمرين بسيار عالي است، زيرا اين به شما کمک مي‌کند از اشتباهاتي که دائماً  مرتکب مي‌شويد آگاه شويد.
 

صبور باشيد.

شما مي‌توانيد نحوه صحبت کردن خود را بهبود بخشيد، ولي اين «يک شبه» بدست نمي‌آيد. مردم اغلب به دنبال کسب نتيجه فوري هستند و به همين دليل خيلي زود دلسرد مي‌شوند و از تلاش دست برمي‌دارند.



+ نوشته شده در  سه شنبه ششم شهریور 1386ساعت 22:58  توسط محمد یاسین نیازی

 استرس (stress) در زبان انگليسي

در بيشتر ديکشنريها براي نشان دادن استرس (stress) از علامت  '  استفاده مي‌کنند. گاهي هم از حروف بزرگ استفاده مي‌شود. به عنوان مثال به کلمه‌هاي زير دقت کنيد:

magazine /,'/

letter /'/

در کلمه اول استرس روي سيلاب (يا بخش) سوم (-zine) و در کلمه دوم روي سيلاب اول (-let) قرار دارد.

هر کلمه انگليسي که داراي دو يا چند سيلاب باشد، حتماً داراي يک سيلاب استرس دار نيز مي‌باشد:

'yellow (= YEL + low)

sham'poo (= sham + POO)

com'puter (= com + PU + ter)

 

تغيير استرس کلمات

بسياري از کلمات در زبان انگليسي به دو صورت اسم و فعل (هر دو) به کار مي‌روند. تلفظ بسياري از اين نوع کلمات، چه به صورت اسم به کار روند و چه به صورت فعل هميشه يکسان است. مثلاً در کلمه sur'prise که هم به معني «غافلگيري» و هم به معني «غافلگير کردن» مي‌باشد، استرس همواره روي سيلاب دوم (-prise) قرار دارد.

اما بعضي از اين کلمات دو حالتي، اسم و فعل هر کدام - از لحاظ محل قرار گيري استرس - تلفظي متفاوت دارند. مهمترين اين کلمات در جدول زير آورده شده‌اند:

 

اسم

فعل

معني

'conduct

con'duct

رهبري - رهبري کردن

'conflict

con'flict

زد و خورد- زد و خورد کردن

'decrease

de'crease

کاهش - کاهش يافتن

'contest

con'test

رقابت - رقابت کردن

'contrast

con'trast

فرق - فرق داشتن

'escort

e'scort

نگهبان - نگهباني کردن

'export

ex'port

صدور - صادر کردن

'import

im'port

ورود - وارد کردن

'increase

in'crease

افزايش - افزايش يافتن

'insult

in'sult

توهين - توهين کردن

'permit

per'mit

اجازه - اجازه دادن

'present

pre'sent

هديه - هديه دادن

'progress

pro'gress

پيشرفت - پيشرفت کردن

'protest

pro'test

اعتراض - اعتراض کردن

'rebel

re'bel

شورش - شورش کردن

'record

re'cord

ثبت - ثبت کردن

'suspect

sus'pect

مظنون - مظنون بودن

'transfer

trans'fer

انتقال - انتقال دادن

'transport

trans'port

حمل و نقل - حمل کردن

'upset

up'set

واژگوني - واژگون کردن

 



+ نوشته شده در  سه شنبه ششم شهریور 1386ساعت 22:56  توسط محمد یاسین نیازی

 لينك باكس

 




 

درباره وبلاگ :



 

جستجوگر :



در كل اينترنت
در اين سايت


 


كل بازديد ها :

گالري قالب وبلاگ

زمان گذشته كامل زمان حال كامل نقل قول Reported speech افعال مجهول (the passive voice) چرا بايد انگليسي ياد بگيريم؟ ضمايم پرسشي (Question Tags) زمان گذشته ساده زمان حال ساده زمانهاي مربوط به آينده زمان گذشته استمراري زمان حال استمراري زمان گذشته كامل زمان حال كامل نقل قول Reported speech چطور با خواندن، انگليسي خود را تقويت کنيم؟ چگونه لهجه خود را کاهش دهيم استرس (stress) در زبان انگليسي

انجمن قالبسازان ايران

آرشيو پيوند هاي روزانه

Rolling Credits

This script allows you to:


www.webloger.5u.com

Place

text

descriptions

of

any

sort

and it will

scroll up

the page

until its done.

You can even

make Links.

Or

use

images.

fly word var a_Colour="red"; var b_Colour="blue"; var c_Colour="green"; var Size=40; //Alter nothing below !! var YDummy=new Array(),XDummy=new Array(),xpos=0,ypos=0,ThisStep=0;step=0.03; if (document.layers){ window.captureEvents(Event.MOUSEMOVE); function nsMouse(evnt){ xpos = window.pageYOffset+evnt.pageX+6; ypos = window.pageYOffset+evnt.pageY+16; } window.onMouseMove = nsMouse; } else if (document.all) { function ieMouse(){ xpos = document.body.scrollLeft+event.x+6; ypos = document.body.scrollTop+event.y+16; } document.onmousemove = ieMouse; } function swirl(){ for (i = 0; i < 3; i++) { YDummy[i]=ypos+Size*Math.cos(ThisStep+i*2)*Math.sin((ThisStep)*6); XDummy[i]=xpos+Size*Math.sin(ThisStep+i*2)*Math.sin((ThisStep)*6); } ThisStep+=step; setTimeout('swirl()',10); } var amount=10; if (document.layers){ for (i = 0; i < amount; i++) { document.write(''); document.write(''); document.write(''); } } else if (document.all){ document.write('
' +'
'); for (i = 0; i < amount; i++) { document.write('
'); document.write('
'); document.write('
'); } document.write('
'); } function prepos(){ var ntscp=document.layers; var msie=document.all; if (document.layers){ for (i = 0; i < amount; i++) { if (i < amount-1) { ntscp['nsa'+i].top=ntscp['nsa'+(i+1)].top;ntscp['nsa'+i].left=ntscp['nsa'+(i+1)].left; ntscp['nsb'+i].top=ntscp['nsb'+(i+1)].top;ntscp['nsb'+i].left=ntscp['nsb'+(i+1)].left; ntscp['nsc'+i].top=ntscp['nsc'+(i+1)].top;ntscp['nsc'+i].left=ntscp['nsc'+(i+1)].left; } else { ntscp['nsa'+i].top=YDummy[0];ntscp['nsa'+i].left=XDummy[0]; ntscp['nsb'+i].top=YDummy[1];ntscp['nsb'+i].left=XDummy[1]; ntscp['nsc'+i].top=YDummy[2];ntscp['nsc'+i].left=XDummy[2]; } } } else if (document.all){ for (i = 0; i < amount; i++) { if (i < amount-1) { msie.x[i].style.top=msie.x[i+1].style.top;msie.x[i].style.left=msie.x[i+1].style.left; msie.y[i].style.top=msie.y[i+1].style.top;msie.y[i].style.left=msie.y[i+1].style.left; msie.z[i].style.top=msie.z[i+1].style.top;msie.z[i].style.left=msie.z[i+1].style.left; } else { msie.x[i].style.top=YDummy[0];msie.x[i].style.left=XDummy[0]; msie.y[i].style.top=YDummy[1];msie.y[i].style.left=XDummy[1]; msie.z[i].style.top=YDummy[2];msie.z[i].style.left=XDummy[2]; } } } setTimeout("prepos()",10); } function Start(){ swirl(),prepos() } window.onload=Start; // -->